قلب شکسته
بی تو هرگز


دیروز با تو رویایی داشتم
که مرا به انجمادی راکد می برد
پاهای سردم رابر زمین میگذارم
انگار همه چیز را درباره زندگی ام از
خاطرم می آید
که همیشه با تو بودم
در صورتی که هرگز نبوده ام
ذره ای از طعم دورویی چشیده ام
و در پی خطایی
مسموم شده ام
دارویی می خواهم که مرا از این رویا بیرون آورد
گرچه باز هم دوستت دارم
اما عاجزم از بازگرداندن تو به رویای خود
حقیقت دارد
احساس می کنم باز هم
گرمی نگاه تو خاطراتم را رنگ می دهد
و در جبران خطای خود
می گویم با تو هستم تا آخر عمر حتی اگر باز هم با من نباشی